دختری بسیار تنها - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در درد و دل - دلداری دختری بسیار تنها
با سلام خدمت همه دوستان

دختری هستم 38 ساله لیسانسه  و 3 برادر دارم که همگی مجرد هستیم و ازدواج نکردیم و کوچکترین عضو خانواده برادرم 35 سال داره و همگی با مادر زندگی میکنیم و پدرم فوت شدن خانواده بدی ندارم اما....

مشکل بزرگی دارم و اون اینکه هر کار میخوام انجام بدم برادرام و مادرم مخالفت میکنن ...از سرکار رفتن گرفته ..تا پوشش و ارایش و بیرون رفتن یا ازدواج .اگر چیزی رو باهاش موافق نباشن نمیذارن انجام بدم حتی برای ازدواج اگر فردی از نظر من خوب باشه اما مورد خوشایند و تایید اونها نباشه سریع بهم میگن خودت میدونی و زندگیت برو ازدواج کن اما حق اومدن نداری عروسیتم نمیاییم زندگیت به مشکل خورد حق برگشت هم نداری ....اگر سرکار بخوام برم میگن ما ازینکار خوشمون نمیاد مثلا صندوقداری یا از پسش برنمیایی همیشه از بچگی بهم گفتن تو نمیتونی همیشه جلوی هیجاناتم گرفته شده و گفتن زشته دختر باید سنگین باشه.مثلا حتی بابت لباس برادرم کمی مذهبی هست دائم بیرون غر میزنه که چرا اینجور مانتو میپوشی در صورتی که تیپ بدی نمیزنمکه جلف باشه  و مادرم حمایتش میکنه همینطور بقیه پسرارو ....متاسفانه پولی ندارم که بخوام یه زندگی مستقل برای خودم داشته باشم و دائم زندگی هر روزم به کارای خونه و تو خونه موندن میگذره و اخر هم بعد زحمات دائمی خونه میگن کاری نکردی !!! تمام دوستام متاهل هستن و سرگرم زندگیشون برای همین رفت وامد ندارم و همه جوره تنهام و هیچ وقت حمایت مادرم حتی در حد درد و دل نداشتم و اگر چیزی میگفتم با کوچکترین بحث کل خانواده رو با خبر میکرد و این رویه همیشه مادرم با منه حتی با این سن خیلی وقتا بخاطر پافشاری برای حفظ عقاید خودم و توضیح دادنش که اونا اشتباه میکنن و مانع بدست اوردن موفقیت یا خوشبخیتم شدن از مادرم یا برادرام کتک خوردم و میخورم متاسفانه .

خیلی دوس دارم من هم همسرو زندگی داشته باشم اما خانوادم ازاینکه من بیرون میرم کسی بخواد با من اشنا بشه واهمه دارند و میگن ابرو ادم میره و زندگی ما قواعد داره دختر برای ازدواج با کسی بیرون اشنا یا دوست نمیشه تا اتفاقی نیوفته هر کی دختر خواست میاد خونه .اما برادر کوچیکم دوست دخترش رو توی تمام مهمونیا میاره و دیر وقت برش میگردونه خونه یا نصف روزه میرن شمال گردش وناهار  عکس میگیرن برمیگردن یا طول هفته شام بیرون میرن و توی اینستا میذاره اما من حق ندارم حتی با پسری اشنا بشم و برم بیرون ...مادرم میگه به پسر حرجی نیست اما برای دختر زشته مردم پشت سرش حرف میزنن به برادرت نگاه نکن بخوای توام انجام بدی اون دخترم خوبه میخوان ازدواج کنن ....حتی توی ماشین میشینم برادرام حواسشون هست که مردا یا پسرای پشت فرمون یا پشت چراغ قرمز به من نگاه نکنن زود شیشه رو میدن بالا !!!.دقیقا بیرون عین بادی گارد مراقبم هستن.هیچ وقت نشد 1بار کسی خانوادگی بیرون میریم ازم خواستگاری کنه چون همه فکر میکنن یکی از برادرام همسر منه حتی همسایمون هم اینطور فکر میکرد ....بارها از این همه فشار و تنهایی و بحث و جدل برای پافشاری روی انتخابام و گرفتن حق استقلال خودم برای کار و زندگی و گردش ساده که همش باید بجنگم به مرگ فکر کردم .

دوستان ببخشید زیاد حرف زدم واقعا نمیدونم چیکار کنم کمکم کنید با حرفای خوبتون.

14 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(1,090 امتیاز)
ببخشید باز یه چیزایی یادم اومد. شاید برادراتون از وجود شما در منزل استفاده می برند غذای به موقع شست و شو و اتوی لباس و و و. بعد هم شما اونجایی که زیر سی سال داشتید کامل به برادراتون واگذار کردید حالا کیس هاتون هم کاهش پیدا کرده

اصلا ببینید شما تو این سن دیگه باردار می شید؟ خیلی براتون ناراحت شدم واقعا درگیر شد ذهنم
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(1,090 امتیاز)
عزیزم، در دین ما دختر وقتی به سی سال میرسه بهش میگن رشیده یعنی می تونه به عنوان یک فرد بالغ تصمیم بگیره و زندگیش رو مستقلا ادامه بده.

از لحاظ علمی هم بلوغ عاطفی روحی جسمی و عقلی دیگه بعد ۳۰ سال به کمال خودش رسیده

برادران شما واقعا فکر می کنن دارن در حق شما لطف میکنن؟ معذرت می خوام مگه شما نیازهای جنسی نداری کی اونا رو رفع میکنه؟ چطور می خوان جوابگوی عمر هدر رفته شما باشن؟

الان دیگه سن ۴۰ سال هیچ خانمی نمی خواد زایمان کنه که!! شما به همون مادرت بگو چند سال داشتی ازدواج کردی؟ داییا هم با تو اینطور بودن؟

اگر خانوادتون مشورت پذیر باشن نی تونید با یه مشاور حضوری حرف بزنید و ازشون درخواست کنید با اعضا خانواده حرف بزنن. شما به عنوان یک خانم ۳۸ ساله باید استقلال داشته باشید. الان یه ۳۸ ساله می تونه مامان بزرگ باشه! کما اینکه نمی خوام تبلیغ ازدواج کنم و اینکه بگم بدو ازدواج کن و دیر شده چون واقعا جامعه طوری شده که ازدواج شده عامل طلاق!!  ولی این برادرانی که اینطور به زعم خودشون دارن برای شما جانفشانی می کنن و و برادری می کنند ای کاش به آینده هم نگاه می کردند. برادرانتون نیازهاشان چطور برآورده می کنند؟

به صلاح نیست این طرز رفتار. واقعا متاسف شدم.
عزیزم ممنونم که وقت گذاشتین پیامو خوندین و بهم پاسخ دادین ...متاسفانه مشورت پذیر نیستن...اتقاقا در مورد بخش نیاز جنسی با اینکه مادرم 22 سال ازدواج کرد با شرایط زمان شاه و با خانواده خوب و مردی که دوسش داشت ومادرم هم همینطور  اما میگه اشتباه کردم ازدواج کردم توی ازدواج هیچی نیس جز سختی و مسائل جنسی رو کثیف و زشت میدونه ...چند نفر از اشناها برای بار سوم با دوست شدن ازدواج کردن و هربار با افراد متمول تر از قبلی و به مادرم گفتم شما به من حتی اجازه بیرون رفتن درست نمیدین چه برسه برای زندگیم اشنا بشم مادرم میگه اونا دختر نبودن پس مشکلی ندارن برای همه چیز.. تو دختری گفتم اگر به اینه مگه همه باید رابطه داشته باشن تا کسی باهاشون ازدواج کنه به شوخی گفتم منم با کسی اشنا شدم میگم دختر نیستم شاید باورتون نشه انقدر خودم درونم شکستم مادرم گفت میبرمت دکتر تا از سلامتت مطمئن بشم نکنه چیزیت شده دوران دانشگاه ...منی که بابت همه چه زندگیم باهام دعوا میکردن و میکنن و اعتماد به نفس بسیار پایین اوردن .. این نهایت حرف و تهمت و بی اعتمادی یه مادر از برداشت و شوخی تلخ من بود ...حتی با اینکه توضیح دادم به شوخی گفتم و منظورم اینکه اونها با اون شرایط طلاق تحت نظر خانواده و فشار نبودن و الان همون خانواده پز خوشبختی هاشون میدن اما شما بابت یه بیرون و ترس از اشنایی بازخواست میکنید .
عزیزم ازینکه سرت درد اوردم ببخش و خودتو ناراحت نکن فقط برام دعا کن با اتفاقی خیر چه از طریق مالی یا ازدواج بتونم مستقل بشم .
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(320 امتیاز)
سلام من واقعا درکت میکنم چون منم همچین چیزایی رو تجربه کردم ولی نه دراین حد.برادرام خیلی حساس بودن به پوششو رفت و امدو حتی دوستام.ولی الان میبینم که زناشون خیلی ولنگو باز تر از مجردیه منن و اینام هیچی بهشون نمیگن راستش دلم میگیره منم اینارو میبینم .میگم مجردیمو نابود کردن و یه عقده شد برام حس کمبود محبت دارم وچون محبت ندیدم الانم تو زندگیم خیلی سختمه به همسرم ابراز علاقه کنم حس میکنم بگم دوستت دارم توبیخ میشم.اگه تلگرام داری وارد دوره های قانون جذب استاد امیرشریفی شو خیلی تاثیر داره زندگیتو زیرو رو میکنه ولی اگه زندگیتو تغییر داد برا منم دعا کن
داستان زندگی شما رو که خوندم خیلی متاثر شدم
متاسفانه خانوادتون دارن ازاون ور بوم میوفتند پایین
طبق دیدگاه نفری قبلی کاملانم راست میگه مگر شما نیاز جنسی نداری مگر نیاز مادر شدن نداری مگر نیاز نوه دارشدن و ... نداری
اونا میتونند این نیازهات برآورده کنند
با توجه به اینکه حدود۴دهه از عمرت سپری کردی چقدر دیگه عمر مفید برای خودت حساب میکنی تا بتونی ازش استفاده کنی
به نظر من مهمترین چیزی که باید شما در نظر بگیری اینه که هرگز و هرگز نمیتونی طرز تفکر برادرانت رو تغییر بدی اونا شخصیت شون و ارمان ها و اهداف و نوع تفکرشون کاملا شکل گرفته و همیشه با افکار تون مخالفت خواهند کرد
هستند مردانی که به دلایلی اونا هم ازدواج نکرده اند یا جدا شده اند یا خانم شون فوت شده و گزینه های مناسبی برای شما و ازدواج با شما خواهند بود اما اگر بازهم برادران تون میگن برو و دیگه پشت سرتم نگاه نکن و ماهم نمیایم دیدنت و عروسیت و ازین حرفا با جرات تمام ترک شون کن چون اونا اگر میتونستند زندگی تورو درست کنند اول زندگی خودشون درست میکردند
مگر انسان چندبار تو این کره خاکی قراره به دنیا بیاد و زندگی کنه که باخودش بگه دفعه بعد تو این خانواده و برادران به دنیا نمیام و یا همون  اول ترکشون میکنم
خیلی زشته که یک دختر از برادراش کتک بخوره
با اینکه میگی وضع مالی خوبی نداری که مستقل باشی اما با اراده و پشتکار میتونی بقیه زندگیت بسازی
موفق باشی
شما یه دختر ۳۸عاقل و بالغ هستید نه یه دختر بچه ی احساساتی که با چشمان بسته تصمیم میگیره ، شما باید با خانوادتون به طور جدی صحبت کنین و رو ی خواسته هاتون پافشاری کنین درباره ازدواج بچه دار شدن زندگی تشکیل دادن اینکه سن شما روز به روز بالاتر میره کیس ازدواجتون خیلی کم وحتی نامناسب میشه این رو هم در نظر بگیرید که خدایی نکرده مادر شما از دنیا برن اون وقت با این برادران قلدر تون چطور تو یه خونه میشه زندگی کرد به نظر من به یکی از خواستگاران خوبتون جواب مثبت بدیداونا خانواده ی شماان مطمعن باشیدتنهاتون نمیذارن
براتون آرزوی خوشبختی دارم۰
سلام بانو ازینکه پیام منو وقت گذاشتین و خوندین واقعا ازتون ممنونم و ازینکه راهنماییم کردین بابت کلاس جذب استاد شریفی یه دنیا ممنون ...چه حس خوبی هست کسی ادمو درک میکنه
H
ظالم و ظلم پذیر هر دو به یک اندازه مقصر هستن
تن به ظلم نده
تو خونه که هستی کارای خونه رو انجام نده تو هیچ وظیفه ای در قبال برادرات نداری که بخوای کاراشون رو انجام بدی
۱۵ سال پیش باید به این فک میکردی نه الان که ۳۸ سالته
اما ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازس
خواستگار خوب گیرت اومد قبول کن هر چند مخالفت کنن خانوادت
همه ی خانواده ها اولش میگن خواستی برو ازدواج کن خودت و.... بعد نمیتونی برگردی و هیچ حمایتی نداری از سوی ما
اما اگر ی روزی اتفاقی بیوفته براتون حتما حمایت میکنن اینا حرفای اولش هست
پس محکم باش و استقلال خودتو بدست بیار که زمان زیادی نداری
سلام.شاید برادراتون زن بگیرن بهتر بشن.شاید اونا هم عقده داشته باشن.شما با مادرتون زود براشون زن پیداکنید واسه شما هم بعد سخت نمیگیرن.برادر مجرد به خواهر حساسه کمی.بعد میگه تکلیف با همسرشه.شرعا هم همینطوره.درکنارخودتون به فکر ازدواج اونا هم باشید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
بی نام
سلام عزیزم به نظر من شما باید در مقابل خانوادتون واستید و حتی یه مدت برید خونه اقوام و دایی و خاله تا بتونید روی موضع خودتون برای استقلال بمونید و حتما برید سر کار و  اگر موقعیتی برای ازدواج پیش امد مشاور برید و از اونا کمک بخواید و درصورت اکی بودن طرف ازدواج کنید و خانواده شما مجبور به پذیرش خواهند شد .. شما یک فرد بالغ هستید و آزاد و برادران شما نمیتونن به شما عقایدشونو تحمیل کنند و چرا برادرانتون خودشون تا الان ازدواج نکردن شاید روابط خارج از ازدواج خودشون  باعث این سخت گیریا برای شما شده ... شما هم روی اعتماد به نفست کار کن و حتما پیش مشاور برو ‌.. و کلاس زبان و شنا و باشگاه برو ارتباط تو با خانم های دیگه بیشتر کن تا در جامعه دیده بشی ... زمانی که شما بخوای تغییر بکنی اولش برای خودتو خانواده سخت هست و ممکنه با واکنش منفی شدید مواجه بشی اما سر خواسته هات بمون و کوتاه نیا تا موفق بشی ... ظاهرا خانواده ای داری که اهل منطق و امروزی بودن نیستن پس چاره ای جز استقلال نداری ... اگه دانشگاه بتونی توی یه شهر دیگه برو و ادامه تحصیل بده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
Raha
زندگی خودتو اونجور که دوس داری ادامه بده و از آینده نترس این زندگی توعه نه اونا.ادم باید کمی هم خودخواه و عاصی باشه.متاسفانه ما دخترا تو این سرزمین سنمون هر چقد هم بشه نمیتونیم مستقل بشیم.شرایط هممون یه جورایی شبیه همه.منم دانشگاه قبول شدم داداشم مخالفت میکرد که چرا باید بری یه شهر دور تنها بمونی ولی من پافشاری کردم و درسمو خوندم.سر کار هم که رفتم یه مدت تنها باید میموندم چون از شهرم دور بود باز مخالفت کردن و من اصرار حتی میخاستم ماشین بخرم مادرم نمیزاشت ولی من گفتم میخرم وسلام.اگه به حرف اونا گوش میکردم الان باید مینشستم تو خونه.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
معین
هیچ پاسخی درمان کننده این دردت نیست, فقط باید بغلت کرد و هیچ نگفت ...
اول متاسف شدم که خیلی به طور غیر اختیاری توی یه همچین خانواده ای به دنیا اومدی . ولی مشکل از مادرته که بد تربیت کرده برادراتو که البته خودشم حاصل تربیت غلط مادرشه.  ولی اینو بدون از اول بطور غیر ارادی بدون اینکه اختیار داشته باشی توی این خانواده به دنیا اومدی از یه جایی به بعد که بزرگ شدی عاقل شدی اختیار داشتی دیگه خودتم مقصری . خانوادت میگن شوهر کنی بری ما رو نداری . بزار شوهر کن برو . همچین برادر و مادری نباشن خیلی بهتره تا این جوری باشن . ترک کن برو سر خونه زندگیت . اصلا تو نرو ببینشون هر چیزی حدی داره شخصیت ضعیفی نداشته باش قرار نیست کسی به دادت برسه نجاتت بده تنها کسی که میتونه کمکت کنه فقط خودتی . قرار نیست بشینی دعا کنی معجزه بشه خدا بهت عقل داده خودت تلاش کن موقعیت ازدواج گیرت اومد شوهر کن برو من نمیدونم تو اینقدر به یه خانواده ی بد وابسته ای اگه خانوادت خوب بودن چیکار میکردی همه اونایی هم که خانواده ی خیلی عالی دارن به هر حال قراره یه روز مستقل بشن.  مشکل از مادرته که افکار برادرهاتم شستشو داده .
Avin
هیچوقت تسلیم ظلم دیگران نشو، اگر من جای تو بودم چند روز میرفتم پیش یکی از اقوام نزدیک و مورد اعتماد که بتونه حامی خوبی باشه، مثل دایی، بعد به دنبال یک کار بودم و از خانوادم جدا میشدم حتی اگر بخوای با کمترین امکانات هم اتاقی چندتا دانشجو بشی، سنت کم نیست پس میتونی مستقل بشی و زندگی سالمی داشته باشی آخه همچنین خانواده ای نبودشون بهتر از بودنشونه، اول از همه متاسفم برای این مادری که از نامادری بدتره، مادر باید کوه آرامش باشه برای فرزندش
پرنده آفتابی
مطمئن باش اگه به میل اونا ازدواج کنی و مشکل پیش بیاد حمایتت نمی کنن. توکل کن و ازدواج کن. دختر میشناسم 45 ساله مامانش فوت شد رفت پیش برادرا. زن برادرا تحملش نکردن همون برادرا فرستادنش بهزیستی جای آدمای بی ** و کار. اونم باکره بود تازه می خواستن چون سن ش بالا بود بدنش به آدم معتاد و دیوانه و زن دار
ممنونم اقا معین از پیامتون و این حس خوب که جز اشکهایی که با خوندن این پیام ریختم جز تشکر چیزی نمیتونم بگم
0 دوستدار 0 امتیاز منفی

عزیزم میدونم هرچقدر همدردی کنیم درکت نکردیم اما

اول اینکه حتما دوره امیر شریفی رو تهیه کن خوده معجزس.

دوما شما سنتون خیلی بیشتر از یک دختربچس ک براتون تصمیم بگیرن

زمان زیادیو از دس دادی..باید مستقل شی اما اگ پول نداری برو سرکار.پافشاری کن هرکاریم کردن برو یکار خوب پیدا کن تا بتونی اجاره خونتو بدی.از دایی خاله یا اطرافیانی ک فک مکنی مورداعتمادن کمک بگیر.

مشاور خیلی میتونه خوب باشع حتما برو مطمئنا با کیسایی مانند تو برخورد داشتن و تجارب عالیشونو در اختیارت میزارن.

ببین دیگه نمیخوان بکشنت که.اگ کتک خوردی برو شکایت کن.برادرات حق زندگیو ازت گرفتن به خودت بیا.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
حقیقت تلخ
با عرض سلام خدمته شما

من وقتی حقیقت زندگیه شمارو مطالعه کردم واقعا غمگین شدم و در ابتدا امیدوارم همدردیه منو بپذیرید.

چند راهکار من ب ذهنم رسید خواستم خدمتتون بگم

اولا شما باید ب سرعت ی کار پیدا کنید تا بتونید با جامعه تعامل داشته باشید و ب استقلال مالی برسید

ثانیا ب خانوادتون بگید دیگه حق دخالت ندارن و جلوشون واستید و مقابله کنید،عزیزم تا کی میخوایی سرتو پایین بندازی جلوی زور و ظلمشون،اگه ۵تا میزننت تو ۱دونه بزن اما نزار فکر کنن میترسی،قوی باش تازمانی ک جلوشون بلند نشی همین آش و همین کاسه است

من روشی ک ب چند نفر پیشنهاد دادم رو عرض میکنم ک خیلی جامع است در هرکاری ک از این قراره:

شما در ابتدای هرکاری این سوالو بپرس از خودت اخرش چی میشه؟؟ و خودت جواب بده و بعد از جوابت بگو پس من انجامش میدم حتی با اینکه عواقبشو میدونم

برای مثال میخوایی با برادرت مقابله کنی ،سوال کن اخرش چی میشه ؟ جواب:میزنتت، ب درک ک میزنه مگه تا الان کم زده این دفه منم میزنم حتی ۱ دونه

میدونم خیلی سخته اما باور کن الماس در قلب اتش و سختی قیمتی میشه...
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(1,090 امتیاز)
خب می تونید به نامه محترمانه و واضح بنویسید و با نهایت احترام و خیلی واضح و توش نشون بده که ترس داری و خانوادت نباید بفهمن، اون رو به امام جمعه شهرتون یا شورای بانوانی چیزی بده بی تاثیر نیست
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سپیده
عزیزم شما الان هم عاقل هستین هم بالغ ....

لطفا مادرتون رو متفاعد کنید برای برادرهاتون به فکر ازدواج شون باشن اگر نمیتونید صحبت کنید از یه بزدگتر بخواهید ک با مادرتون صحبت کنه ک برادرهاتون که دختر نیستن براشون خواستگاری برن دستشون بازتره برای ازدواج .

اینجوری هم شما از امر و نهی اونها در امان هستین هم سد راه آینده شما نمیشن .‌..توکل به خدا کنید ک هرچه زودتر یا مورد مناسبتون بیاد یا کار خوب پیدا کتید واقعا تو اینجور فضاها موندن آدمیزاد رو بی ارزش میکنه خدای شما هم بزرگه .
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
با اینکه با برخورد و رفتار خانواده تون مخالفم ولی باید بهتون بگم هیچکس بغیر از خانواده دلسوزتون نیس..منظورم از این حرف تایید کارهاشون نیس منظورم اینه ک فک نکنین ک خانواده تون با وجود اشتباهاتی ک کردن و میکنن دشمنتونن و بخواین ب کل ازشون جدا بشید..شما اول با صحبت اگه کارساز نبود از طریق اقوام یا فامیل دلسوز ک رو مامانتون تاثیر میزارن و اگه هم نبود از طریق مشاور با مادر و برادراتون صحبت کنین تا اونارو ب درک و آگاهی از رفتارهای متعصب یا افراطیشون برسونه و بعد هم با دقت و درایت همسر خوب و مناسب شان خودتون و خانوادتون انتخاب کنین و ب حرف کسانی ک ب شما انرژی منفی میدن و میگن سنتون خییلی بالاس و بچه دار نمیشید و این چرت وپرتا توجه نکنین طبق نظر محققان اوج زنانگی یه زن تازه بین سن سی تا چهل وپنج و دنیا تغییرکرده و دیگه الان برعکس ازدواج تو سنین زیر بیس وشیش هف بسیار غلط و امکان نافرجام بودنش بیشتر..کما اینکه من دحتران زیادی رو میبینم ک همسن شمان و از نظر تحصیبلی و اجتماعی و مالی بسیار موفقند و باز هم دغدغه ازدواج ندارن و منتظر فرصت مناسب شخصیتشون هستن.،و قرار نیس همه ی آدما ازدواج کنن تا موفق باشن و طبق نظریه کارشناسان همین کانالم ازدواج بخاطر بالارفتن سن و فشار خانواده و یا فرار از وضعیت فعلیتون اشتباهه محض و از چاله ب چاه افتادنه،.پس بعد حل مشکلتون توسط مشاور حرفه ای ب نیازهای خودتون در زمینه های مختلف تحصیلی مالی اجتماعی و..الویت بدین و سطحتونو ببرین بالا مطمئن باشین در همین حین موردای خوبیم سرراهتون قرار میگیرن.،

البته اینکه چجوری در مقابل رفتارهای اشتباه یا افراطی برادران و مادرتون برخورد کنین هم بهتره ب شیوه اصولی با نظر مشاور باشه ک بنیاد خانواده و محبت و عشق ب هم از بین نره چون گفتین خانواده خوب و آبرومندی دارین و حیفه
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام واقعا متاسفم ومتأثر شدم آدم توهمچین خانواده هایی احساس خفگی میکنه...وقتی بردارهات ومادرت بهتون گفتن ک خودتون میدونید برای ازدواجت وزندگیه خودته شماهم فکر میکنم درسنی هستید ک فردی رو عاقلانه انتخاب کنید وزندگیه خوبی رو داشته باشید،مگه قراره همه ی زندگی ها آخرش طلاق باشه ک میترسین توکلتون به خدا باشه وبسپارید ب خدا ازته قلبتون قطعا شک نکنید ک خدا هم هواتونو خواهدداشت
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
جواد
سلام دختر جان...

اینجا هست باید تصمیم خودتو بگیری یا ازدواج کنی یا ب پای خانوادت تلف بشی....دلو بزن بدریا اصلا بفکر حرفا و تصمیمات اونا نباش مقدمات آشنایی رو با افراد خاستگارت جور کن و پنهانی بفکر آشنایی باش ینی ن ارتباط جنسی کلامی... بعد برو‌کلکو بکن و خلاص... عمر خودتو تلف نکن ...ن جوش مادرت رو بزن و داداشات.... فقط بفکر اینده مادر شدن خودت رو بزن...

مادرت تنها نیست داداشات هستن...

بزن رو دنده لج همین الانشم دیره
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(320 امتیاز)
من بهتون قول میدم اگه فایلای استاد شریفیو گوش کنیو انجام بدی حتی فایلای رایگانشو خیلی زود میتونی با ذهنت رفتار خانوادتو عوض کنی هیچ زندگی که دوسش داریرم جذب کنی
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...