واقعا نمیدونم چه کنم - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 1 امتیاز منفی
در سوالات

سلام رفتیم خواستگاری دختر خالم که فقط فعلا ببینمش دختر خاله مامانم  نمیدونم چی شد یهو رفتیم اتاق و حرف زدیم و هفته بعد عقد کردیم الان یک سال عقدیم ماه بعد هم ازدواج ،،،من همیشه دختر مذهبی و کلیپسی میخواستم ،،دختری که با هم بریم مسجد بریم قم و مشهد ،،دختری که آرایش فقط تو عروسی ها کنه ولی به خودش برسه ،،دختری که عاشق زیارت عاشورا و نوحه و این برنامه ها باشه ولی خانومم هیچ یک از اینا رو دوست نداره و متنفره،،باور نمیکنی آنقدر غرق در خیال بودم و داغ که بعد عقد تازه فهمیدم که هفت تا باجناق دارم و هر روز یه خواهر زن یواشکی زنگ میزنه و زنم رو آموخته میکنن که فلان چیز بگیر ووشو

درسته کار من از اول اشتباه بوده و درست تحقیق و انتخاب نکردم و ووشو

ولی الان چه کنم ،،خانوممدام بلند پروازی میکنه پو توقع ،،برای تولد ساعت گرفتم برای روز زن یه کادو عالی و کلی محبت کردم ولی نشد  چون دوست داره صد بار بگی تولدت مبارک راستش دیگه دوسش ندارم البته اون مقصر نیست به قول خودش من نباید میرفتم جلو ،،صد بار بحث کردیم کاش میشد طلاق گرفت ولی نمیشه ،،دیگه

فقط فکر تالار و آتلیه ووشو

یک بار نشد بگه مهم اینه به آرامش برسیم 

تو خانوادای بزرگ شده که همش ماهواره  و این چیز ها 

ن که بد باشن ن ولی خیلی با هم تفاوت داریم

یه ماه دیگه عروسی مون ،،طلاق هم که بگیرم مادرم مشکل قلب داره یه بار به شوخی گفتم گرفت ،،،اونا هم کلی جهیزیه گرفتن کلی خرید کردن خوددم خونه اجاره کردم

ده بار با زنم منطقی حرف زدم دیدم قابل تغییر نیست کاش کمی تحقیق میکردم ،،حالم گاهی ازش به هم میخوره ولی بروز ندادم و تا تونستم بهش محبت کردم ولی نمیشه اونم خیلی اذیت میکنه شده عروسک خواهرانش بدبخت ،،،

خلاصه که تصمیم گرفتم بسوزم و بسازم

7 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
عرفان ۲۸ ساله متاهل
نکن ازدواج برادر من

مگه یکی دو روزه؟

همیشه نفرین میکنی به خودت که چرا اینقدر حماقت کردی، آخرش یجا منفجر میشی و همه چیز رو نابود میکنی و اون موقع ست که مادرت رو نابود میکنی بهمراه احتمالا زندگی بچه هات
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
دوست عزیز!

تعارف و رودرباسی برای یک زندگی مشترک سم مهلکیه. بی تعارف بگم... تصمیمی که برای سوختن و ساختن گرفتی بدترین تصمیمی هست که الان میشه گرفت. اینجور مشکلات با شروع زندگی مشترک خیلی خیلی بیشتر خودشون رو نشون میدن و به زندگی آسیب میزنن.بهت پیشنهاد میکنم پیش یک مشاور کاربلد برید و مشکلاتتون رو مطرح کنید. حتما نتیجه میده... آینده خودت و زندگیت و زندگی همسرت رو فدای حرف و نظر دیگران نکن و با شجاعت و البته منطق برای آینده ت تصمیم بگیر
(110 امتیاز)
اگه از نظر فرهنگی و اجتماعی باهم تفاوت دارید و به هیچ وجه نمیتونید  کناربیاین با علایق  هم بهتره تا قبل از عروسی جدا بشید البته شمام بنظر میرسه درک این خانم براتون سخت باشه بالاخره هرچی باشه خانم ها احساسی ان نمیتونید جلوی احساساتش را بگیرید
(930 امتیاز)
به مطلب لطفا کمکم کنید نگاهی کنیدوراهنماییتونو بفرمایید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(930 امتیاز)
باسلام اگربخاطرتون تغییر کنن خیلی خوبه من خودم نمازخون بودم ولی ارایش هم میکردم موهامو رنگ میکردم ولی بااقایی سه ساله اشناشدم ایشون ازمن خواستن ارایشمو کم کنم من ارایشمو قطع کردم چادرمیپوشم وروز به روز خودم به اینکه حجاب چه نعمت ارزشمندیه نزدیکتر میشم وازخدا وازایشون ممنونم که حجابو به من دادن ولی ایشون بعدسه سال میگن خب اگرخوب بودی اول حجاب داشتی من اول هم بدنبودم ودلم پاک بود ولی باارزش حجاب خیلی اشنانبودم وهمینکه بخاطرایشون تغییر کردم دوستداشتنمو واینکه ایشون فقط برام مهمن رو اثبات کردم وواقعا ایشون منو بی حجاب دیدن وپسندیدن حالا امیدوارم شماهم مثل ایشون بهانه نیارید وواقعا اگر بهانه نیست وقصدتون اینه باهاشون زندگی کنید پیش مشاوره برو تاراهنماییتون کنن واینم یادتون نره شمابارفتارتون اعمالتون میتونین ایشونو به دین وحجاب نزدیک کنید ویاحتی دورتر
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(930 امتیاز)
لطفا به مطلب لطفاکمکم کنید نگاهی بندازیدونظرتونو بفرمایید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(210 امتیاز)
وشو یعنی چه؟
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(470 امتیاز)
سلام بزرگوار

خدمت شما عرض کنم:ببین اصلا فکر طلاق نباش که بسیار اشتباه هست   اولین کار شما این باشه که اصلا و ابدا با خانومت بحث نکنی و زبانی صحبت نکنی چون اونها با زبان قابل هدایت نیستن

دوم اینه که حتما حتما  خانومت رو از خواهرانش جدا کنی و نزاری بقیه در زندگی و رفتار ایشون تاثیر بگذارند  این خیلی خطرناک هستش    منظور از جدایی اینه که دلش کلا متمایل به شما بشه و  مثلا هفته ای یک بار دور خانواده ش  باشد  و این کار شما  به طور غیر مستیم باشه که متوجه نشه  داری از خانواده اش  فاصله اش میدی

سوم این که  اصلا نگران حجابش نباش   او بزودی درست می شود  

چهارم اینکه  روایت هست که  المراه علی دین بعلها   زن تابع دین و آیین شوهر خود است  خب شما بدان خانومت  آنچه که هستی می شود نه  آنچه که می خواهی  لذا شما بجای زبان با رفتار نیکو  او را جذب کن  و این زمان بر هست اما نتیجه بخش انشاءالله

پنجم اینه که  شما راه کارهای جذب رو باید یاد بگیری مثلا او را یک سفر یک هفته ای و دونفره  که سیاحتی و زیارتی باشه و نیاز نیست که بهش بگی کجا میخوایم بریم   یه سفر شمال  مشهد   مورد خوبی هست

اگر داخل شهر خودتون جاذبه گردی دارید  دوتایی بروید و با اقوام خانومت نباشید

ششم اینه که  حتما حتماخانومت باید به یه چیز مشغول باشه درس یا هنرستان یاخیاطی ... که دیگه فرصت با بقیه بودن و گیر دادن و ... نداشته باشه   این خیلی مهمه حتما توجه کن

حتما دوستان محجبه رو براش انتخاب کن  و از خواهرانش جدا کن  و از خداوند متعال  کمک بخواه  حتما به زودی  مشکلتون رفع می شود

امیدوارم  زندگیتون پربرکت باشه
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
Z
برادر

همیشه میگن اگه وسط عروسیت هم پشیمون شدی بهم بریز و بگو نمیخام

توکه هنوز عروسی هم نکردی

من تازه ازدواج کردم، با وجود علاقه زیادی که نسبت به همسرم دارم بازم خیلی وقتا از دستش کلافه میشم و عصبی، تو که دیگه...
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...