وابستگی شوهر به مادرش - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در سوالات
سلام. من یک سال و نیم هس ک عقد کردم ولی شوهرم خیلی به مادرش وابستس و از طرفی هم نمیتونه خودش تصمیم بگیره. گاهی اوقات به من پیشنهادی میده منم قبول میکنم ولی بعدا میتوجه میشم ک حرف مادرش بوده. حتی یکبارهم به صراحت خواسته منو قبول نکرد و به حرف مادرش گوش داد طوری ک کاملا واضح بود. بنظرتون من چیکار کنم ک شوهرم حرفای منو هم قبول داشته باشه؟؟؟

ممنون میشم کمکم کنین. خیلی برام سخته این شرایط

4 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
..
پیش مشاور خانواده برو این نیاز به بررسی داره وگرنه باعث حرمت شکنی های بدی میشود
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
دقیقا شوهر منم اینجوریه خیلی ب مادرش وابسته س دو ساله نمیدونم چیکارش کنم هر راهیم امتحان میکنم فایده نداره
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام اگر شماهم مثل مادرهمسرتون فقط همسرتون رودرتصمیم گیری های مهمش تایید کنید و تشویق و حتی درمقابل نظردادن مادرش گارد نگیرید همسرتون هم باشمامشورت میکنن فقط تایید تشویق و از خوبی های مادرشون بگید بعدازیک مدتی اعتماد همسرتون به شماجلب میشه و از نظرات شماهم درتصمیم گیریهاشون استفاده میکنند موفق باشید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام

کسانی که در تصمیم گیری مشکل دارند,  دچار کمبود اعتماد به نفس و خودباوری هستند

شما به عنوان همسر, تایید و تشویق کن... در زندگیت بهش مسئولیت هایی بده که مطمئنی میتونه انجام بده

تو چیزهای کوچک ازش نظر بخواه تا مجبور بشه خودش تصمیم بگیره, یواش یواش مسائل متوسط و بزرگ تر

مثلا برای خرید لباس یا وسیله میری, مثلاخودت میدونی آبی میخوای, اونو وارد کن, بگو عزیزم *کمکم* میکنی?کدوم رنگ رو بردارم?

بعد هر رنگی که گفت رو بردار , بعدش تا مدت ها تعریف کن ازش که به به چه خوب شد این رنگ رو برداشتیممم.

وای خوب شد ازت پرسیدم, این بهتره

به به چه سلیقه ای, چه تصمیمی.

این از همشون بهتره

بازم با من بیا خرید

وای, هر دفعه چشمم بهش میخوره, خوشحال میشم, میگم خوب شد اون یکی رو برنداشتیممم

برای تصمیم گیری هم ابتدا بین گزینه های محدود, مثلا دو یا سه گزینه بندازش به انتخاب

بعد یه مدت بهش سفارش بده برات فلان چیز رو بخره... اگه گفت نه و نمیدونم سلیقه ات چیه و اینا...

بگو عزیزم تو هر چی بگیری خوبه... من مطمئنم تو بهترین گزینه رو انتخاب خواهی کرد و...

بعد که خرید حتی اگه بدترین چیز هم بود, به هیچ وجه بروز نده, ازش تشکر کن, جلو چشمش ازش استفاده کن

تقریبا آهسته آهسته عمل کنی, یکی دوسالی طول میکشه خودش رو پیدا کنه و قبول کنه که خودش هم میتونه تصمیم های خوب و درست و پایدار بگیره

هر جا در مسائل زندگی تون خودش تصمیم گرفت ازش تعریف و تمجید بکن

بگو *من بهت افتخاااررر میکنمممم" و تو قوی ترین مردی

تو همیشه بهترین تصمیم ها رو میگیری

وااای منم نظرم همین بود, تو دلم میگفتم ای کاش همین کار رو بکنی

تصمیمات عالی بود و...

موفق باشی
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...