اختلاف باشوهر - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در درد و دل - دلداری (160 امتیاز)
سلام

من یک سال ونیمه که عقد کردم شوهرم تا اختلاف یا دعوایی بینمون پیش میاد شروع به فحش دادن به من میکنه اوایل اصلا اینطوری نبود جدیدا اینجوری شده اختلافاتمونم تقریبا اکثرش به مسائل مالی برمیگرده شوهرم به شدت به لحاظ  مالی تحت فشاره مثلا سرویس چوب دست دوم گرفته که فقط گرفته باشه خانوادشم هییچ کمکی بهش نکردن ونمیکنن مدام اصرار داره بیا عروسی نگیریم یااگر بخواد به عنوان خرید عروسی چیزی بگیره همش دنبال ارزون ترین چیزهاس که فقط بگه گرفتم منم این چیزا رو میبینم ناخواگاه گریم میگیره نمیخوام خودمو مقایسه کنم ولی ناخوداگاه تو ذهنم این اتفاق میفته بعد از این هم که من اعتراض میکنم میگم چرااینجوری میکنی نداری خانوادت کمکت کنن چطور برای خواهرت داشتن برای تو ندارن بحثمون میشه اونم شروع به فحاشی ب من میکنه انصافا من توقع ندارم همه چی برام بگیره به خودشم میگم یانگیر یااگر میگیری ابرومندانه بگیر  میگه باشه ولی باز کارخودشومیکنه از طرف دیگه  باز معذرت خواهی میکنه میگه منظوری نداشته دوباره دفعه بعد تکرار میکنه بااینکه میدونه من چقدر از فحاشی کردن بدم میاد پشت فرمونم یه موقع هایی این کارو میکنه اوایل اصلا اینطوری نبود یااگه من ازش چیزی بخوام که مثلا فلان کفشو نپوش دیگه باید بندازیش دور خراب شده یا مثلا هرکاردیگه ای راجع به خودش اصلا اهمیت نمیده میگه باشه ولی بازم کارخودشو میکنه درحالیکه توقع داره من همیشه به حرفش گوش بدم نمیدونم چون تحت فشاره اینجوری شده یا اینجوری بود من متوجه نمیشدم ازخانوادشم دیگه بدم میاد یعنی خیلی وقته بدم میاد مادرش مدام میگه برای دخترم فلان کارو کردیم فلان چیزو گرفتیم برای خانواده شوهر دخترم اینکارو کردیم درحالیکه دریغ از هیچی برای من زحمت کشیدن صد هزار تومن عید نوروز دادن که اونم مطمئنم از خودشوهرم گرفتن مدامم بهونشون اینه دوریم چون یه شهر دیگن درحالیکه واقعا بهانس  از یه طرف اطرافیان که مدام میگن این کارو باید بکنن اینجوری باید میکردن واقعا برای تو انجام ندادن عروس مفت گیرشون اومده قدرتو نمیدونن واین حرفا احساس میکنم همه اینا تو من تبدیل به عقده شده

1 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(160 امتیاز)
تازه برمیگرده شوهرم بمن میگه تو برای من چیکار میکنی کاری برای من نکردی که الان اینجوری میگی اگه نمیتونی با من زندگی کنی طلاق بگیر یا میگه وقتی میری بیرون باباباتم همین کارارو میکنی اعصابه اونارم میریزی به هم یافقط یه من میرسی اینجوری میکنی توقع تو خانوادت از من خیلی زیاده ولی به خدا کا اینجوری نیست من خودم به شخصه به یه عروسی خیلی خیلی سادم قانعم یاهمین وسایل مشکل من دست دوم بودنشونه وگرنه من به ارزونشم راضی ام چون میدونم نداره ولی ادن همین چیزا روهم توقع بالا میدونه  البته شبش همیشه میگه شوخی کردم من کی همچین حرفی زدم ولی اینا از تو دلم پاک نمیشه حرفایی که به من میزنه یه لحظه از تو ذهنم نمیره بیرون  خانوادشم که اصلااا هیچی حتی تاریخ عروسیمونم مشخص نکردن
(2,460 امتیاز)
خانوادتو بندازجلو
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...