دل شکسته از خیانت - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در سوالات

سلام من آقایی هستم 31 ساله  

الان که این مطلب را مینویسم 18 ماه هست از همسرم جدا شدم. من با مشکلات بسیار زیادی روبه‌رو رو شدم تا تونستم با دختری که دوست داشتم ازدواج کنم البته اون هم سختی های زیادی برای به ثمر رسیدن این ازدواج کشید بعد از ازدواج بخاطر شرایط کاری من مجبور شدیم به شهردیگری که کسی را در آنجا نداشتیم مسافرت کنیم بعد از حدود یکسال از زندگی مشترک متوجه رفتارهای مشکوک همسرم شدم که بعد از زیر نظر گرفتنش متوجه شدم با مرد دیگه ای ارتباط داره و بهم خیانت کرده انگار تمام دنیا روی سرم خراب شده بود ولی با این حال بینهایت دوستش داشتم و نمیتونستم باور کنم کنم پیش خودم گفتم که شاید منم یه جاهایی براش کم گذاشتم که کارم به اینجا کشیده و اونم قسم خورد که گول خورده و بچگی کرده و ... بعد از کلی کلنجار باخودم تصمیم گرفتم ببخشم چون گفتم همه ما آدمها ممکنه به هردلیلی اشتباه کنیم باید حداقل بهمون فرصت جبران داده بشه . بخشیدمش و هیچوقت  هم طوری رفتار نکردم که انگار این اتفاق افتاده. ولی متاسفانه اون دوباره بهم خیانت کرد و با یک نفر دیگه وارد رابطه شد تصمیم گرفتم ازش جدا بشم با اینکه بینهایت دوستش داشتم ولی پیش مشاوری که برای طلاق توافقی رفتیم مانع من شد و گفت بهش یک بار دیگه فرصت بده منم چون واقعا عاشقش بودم باز این فرصت را دادم ولی متأسفانه بازهم بهم خیانت کرد و با اینکه اینهمه دوستش داشتم بخاطر ترس از آبروی خودم و خانواده ازش جدا شدم ولی هیچ وقت به کسی نگفتم که علت طلاق چی بوده و به اونم گفتم به خانوادش بگه من مشکل داشتم. 

من در مدت 5 سال زندگی مشترک کوچکترین توهینی نه به خودش نه به خانوادش نکردم حتی بعد از چندبارخیانت دست روش بلند نکردم از همه خواسته های خودم میگذشتم تا اون به خواسته هاش برسه تا جایی که میتونستم بهش محبت میکردم ولی درنهایت اون بلاها را سرم اورد من هیچ وقت قبل از ازدواجم و حتی الان که 18 ماهه تنها زندگی میکنم به خودم اجازه ندادم که با دختری تحت عنوان دوستی یا صیغه یا هرچیز دیگه ای ارتباط برقرار کنم هزاران بار پرسیدم به خاطر کدوم گناه نکرده این مجازات را کشیدم 

حالا که خانواده بهم اصرار میکنند دوباره ازدواج کنم حتی نمیتونم بهش فکر کنم چون کسی که تمام احساس و عشقم را پاش گذاشتم هم دلما شکست هم اعتمادم را گرفت 

من میدونم که همه ی ادما مثل هم نیستن واگر کسی در حقم بدی کرده بقیه را هم مثل اون نبینم ولی با این صدماتی که من دیدم و با قلب شکسته و با جامعه ای که الان میبینیم  واین همه ارتباط آلوده و گناه و روابطی که بین پسرها و دخترها هست میشه کسی را پیدا کرد که بتونی زندگی کنی باهاش

از نظر من عشق مثل عشق شیرین و فرهاده که حاضر باشی جونتم برای عشقت بدی من نقش فرهاد را ایفا کردم ولی آیا هست هنوز شیرین هایی که قدر بدونن؟ 

4 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام دوست عزیز

ایشون قطعا خیلی زود ب عواقب کارشون میرسن  و برای داشتن شما و زندگی گذشته اشون هزار بار حسرت می خورن در آینده. شبیه این رو دیدم

بله قطعا دختران وفادار و قابل اعتمادو پایبند ب زندگی هستند ک خیلیاشون رو شما در اطرافتون دارین و گرنه هیچ زندگی مشترکی و جود نداشت.

به این اتفاق هم ب عنوان ی امتحان الهی نگاه کنین

و این بار یک نفر رو از خانواده اصیل و با رضایت خانواده انتخاب کنین و همیشه برای داشتن همسر و فرزند نیکو به درگاه خدا دعا کنین

خوشبخت و سربلند باشی

آمین
ممنونم از دعای خیرتون ولی انتخاب قبلی من هم از یک خانواده اصیل و پایبند به اصول خانواده بود و تمام تلاشم را برای خوشبختی کردم.
از طرف دیگه میگی امتحان الهی بوده من که کوچکترین خلافی نکرده و هیچ‌وقت با هیچ دختری ارتباط نگرفتم و همیشه صادقانه برخورد کردم چرا باید اینگونه امتحان بشم خیانت دیدن وحشتناکه تمام روح و روانت را از بین میبره.
 نمیدونم بخاطر کدوم کار نکرده حقم این امتحان بود ولی اگرهم حقم بود من دوبار بخشیدم و از خدا خواستم کمکم کنه تا همه چیز را فراموش کنم و کمک کنه کسی را که خیلی دوست  دارم به مسیر واقعی زندگی برگردونم اما نشد..
تا جایی هم که اطلاع دارم اون با فرد دیگه ای ازدواج کرده و ظاهرا الان که خیلی خوشحاله
واقعا این عدالته
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
هیچ وقت نپرسیدن چزا خیانت کرده بهتون بعد از اینک با عشق و سختی باهم ازدواج کردین و شما اینقد با هم خوب بودین.؟ حرف و رضایت خونواده در کل باید خیلی جدی گرفت چون اونها از نگاه بیرون و دلسوزانه تر از هر کسی نظر بر انتخاب میدن.
وقتی در مورد علت اینکار پرسیدم به من گفت در دوران عقد فهمیدم اشتباه انتخاب کردم و دوستت ندارم . گفتم چرا همون موقع اینا نگفتی و چرا 5 سال خودت و من را با  فریب دادی و همیشه با دروغ به من گفتی دوست دارم . گفتم مگه من توی دوران عقد فرقی کردم .
اصلا چی شد که به این نتیجه رسیدی
گفت نه فرقی نکردی فقط فهمیدم دیگه دوست ندارم و اگه  بخوام توی دوران عقد هم ازتو جدا بشم پیش بقیه سرافکنده ام چون دلیل منطقی براش ندارم
گفت توی این چند ساله تو برام حکم عابربانک را داشتی که هر وقت مشکل مالی پیدا میکردم میومدم سمتت و با دوست دارم های الکی فریبت میدادم وگرنه هیچ وقت به چشم شوهر به تو نگاه نکردم برام در حد یک دوست بودی
منظور بنده این نبوده خدای نکرده گناه یا اشتباهی کرده باشین. برا این گفتم امتحان الهی ک خدا ادم رو ازمایش می کنه گاهی اوقات. مث مرگ ی عزیزی خدای نکرده
هر اتفاق بدی خیلی از ادما رو ب خدا بیشتر نزدیک می کنه ب این دیدی بهش نگاه کن
بهترینا نصیبتون بشه
آمین
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
متاسفانه توی این دوره و زمانه ما پیدا کردن دختر یا پسری که هنوز خودش را حفظ کرده باشه خیلی سخت شده . هرپسر یا دختری را میبینی تا قبل از ازدواج با چندین نفر در ارتباط بوده و خیلی از ازدواج ها هم از همین دوستی های مجازی شکل گرفته که پایان خوشی نداشته نمیگم نیستن افرادی که سالم و با وجدان پاک زندگی کرده باشند ولی تعدادشون خیلی کمه و آدم نمیدونه چطور میتونه بفهمه با کسی که میخواد ازدواج کنه آیا قبلا با جنس مخالف ارتباط داشته یا نه
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(1,090 امتیاز)
درد و دلتون رو خوندم آقای بی نام. در اینجور مواقع حتی با پایان رابطه هم حجمی از سوالات بی جواب و منطق مخدوش برای آدم به یادگار می مونه. وقتی جوابهاتون رو به دوستان خوندم واقعا متاسف شدم مخصوصا اون قسمت اصطلاح " عابربانک" !! ایشون کاملا از شما سو استفاده کردن و این مضرات رفتاری ایشون فقط محدود به دوران رابطتون نخواهد بود چون اعتمادی که شما به مدت چند سال اونو شکل دادید از هم فروپاشید و بسیار زمان لازمه تا بهبود پیدا کنید.

هم اکنون خودتون رو درگیر این نکنید که مگر من چه گناهی کرده ام که این بلا سرم اومد. خیلی راحت بهتون بگم تو این دوره " سادگی" خودش باعث بسیاری گناهان و اشتباهات هست ( البته انگشت اشاره ام به سمت شما نیست هممون به نوعی بعضی جاها سادگی کردیم) گاهی سادگی جرمه آقای بی نام. و قربانی اصلیش خود فرد ساده هست. اما نیازی نیست شما مدام با خودت تکرار کنی که آره من سادگی کردم من شکست خوردم من چه گناهی کردم و و و.

حس کنید تو احوال رابطه عشقیتون شما الان در بدترین وضعیت هستید زخم خوردید. صدای خرد شدن غرورتون رو شنیدید و شکستن قلبتون.  احساس سرافکندگی دارید و سرخورده شدید اره دقیقا ته ته اون چیزی که فکر می کنید ولی داستان قرار نیست اینطوری تموم شه! رو همون زانوهای زخمی بلند شو دستهات رو رو دو تا زانوی خودت بگذار و اراده کن و بلند شو یه سیلی تو گوش گذشته بزن و برای همیشه فراموشش کن، درسی که باید می گرفتی از گذشته این بود که دقیقتر باشی و محتاط تر. تو این درس رو گرفتی گرچه به بهای گزاف! حالا ازش استفاده کن.

این بار برای ازدواج برو کلینیک مشاوره و هر کسی رو که انتخاب کردی به مدت چند ماه باهاش به مشاوره برید رفتارهاش زیر نظر بگیر گاهی بصورت بی خبر به دیدارش برو و انواع امتحان های مناسبی که میشه کرد و حتما از مشاور کمک بگیر. البته تو این دوره ازدواج موفق واقعا شناسه و نعمت بزرگیه. اصلا نمیشه فهمید چه خبر میشه بعدش اما شما تلاشت کن. قرار هم نیست سریع تصمیم به ازدواج یگیری خوب این قضیه رو حل کن بعد به مرحله بعد زندگیت برو.

درگیر اینکه اون چه اتفاقی برایش خواهد افتاد نباش. اون هم جواب رو خواهد گرفت و اما شما تلاش کن که لیاقتت نسیبت بشه.

یا حق
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...