سلام من وشوهرم هردو27ساله هستیم من8ماه ازشوهرم بزرگترم،مشکل من وشوهرم مربوط به دنیای بیرون ازخونه س ینی توارتباط بادیگران وتوجمع خونواده ها.اول مشکلم درارتباط باخونواده شوهرمه که خیلی وقتاتوحرفاوروابط مادخالت میکنن وچون شوهرم پسراول هست ودوتافرزندبعدی کوچیکترهستن وتوخونه.تنهاتکیه گاه خونوادش وانتظارشون ازماست که زودبه زودبهشون سربزنیم واینکه یکم زیادی روروابطمون حساسن..مثلاتامیبینن یکم بحثمون شده حتی اگه مانخوایم که اونابفهمن ولی بازدخالتشون هست ومن ازین ناراحت میشم که چرایه مسئله کوچیکابااین دخالتاشون بزرگ میکنن وهمین باعث دورشدن مادوتاازهم وازخونواده اون میشه،درحالیکه خونواده من اصلااینطورنیستن،دومین مشکلم درخصوص روابطمون توجمع وبادیگرانه که شوهرم نه تنهاابرازعلاقه نمیکنه بلکه گاهی یه رفتارایی میکنه یاحرکتایی که به شدت مناناراحت میکنه..مثلاباباجناقاوآجیاکه میریم بیرون اوناهی قربون صدقه زناشون میرن وازشون تعریف میکنن ولی من هیچ تعریفی که نمیشنوم هیچ حمایتی هم ازم نمیکنه..کلابیرون که میریم انگاری دوتاغریبه ایم ولی توخونه همش دوس داره بغل کنه وبهم بچسبه،خیلی وقتابعدازاومدن ازکنارخونواده هامن قهرمیکنم تامتوجه اخلاقش بشه ولی این قهراانگاری دیگه براش عادی شده وحتی طرفم هم نمیاداصلادرصددش نیس که مشکلاحل کنه،خودم هم هرسری تاحالاپیش قدم شدم یابحثمون شده یاباسهل انگاریاش ازموضوع ردشده که ینی براش مهم نیست وحق بااونه وگذشته ..ممنون میشم اگه دوستای خوب اصفهانی یه آدرس مشاورخوب هم بهمون بدن