نداشتن تفریح دو نفره - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در سوالات
۲۸سالمه.یک ساله ازدواج کردم.شوهرم و خانوادش عالی هستند. دوتا موضوع ناراحتم میکنه. خانواده من کم باهم ارتباط دارند و عادت نداریم زیاد به منزل همدیگه بریم. خانواده شوهرم برعکس.خیلی زیاد ارتباط دارند.هرشب مهمان دارند. این موضوع رو قبل عقد به شوهرم گفتم و توافق کردیم مثلا هفته ای دوبار خونه فامیل بریم.شوهرم عالیه و با من هماهنگه.یعنی اگه بگم نریم قبول میکنه .اما فامیل ها و خانوادش اگه نریم خونشون ناراحت میشن و بعدا به روم میارن. تقریبا هرروز خونه خانوادش میریم که در یک ساختمان زندگی میکنیم .من دوس دارم مثلا هفته ای دوبار باشه. بعضی شب ها هم خونه فامیل. تقریبا همه تعطیلات هم با اونا هستیم. من دوس دارم تنها بیرون بریم.حتی مسافرت تنها رفتیم بعدا گفتن چرا به ما نگفتین.اگه مثل خودشون نباشیم یجوری رفتار میکنن منزوی شم. مثلا جواب سلام نمیدن یا پشت سر حرف میزنن

نکته دوم اینکه با خانواده شوهرم در یک ساختمان هستیم.در دو طبقه مجزا. همه رفت و آمد و پوشش رو کنترل میکنن. چیزی نمیگن ولی میدونم خوششون نمیاد. خیلی تعصبی و سنتی هستن برعکس خانواده خودم که آزاد بودیم.جایی میرم میگن خودمون برسونیمت. یا کسی لباس آزاد میپوشه خیلی دربارش بد میگن

خیلی خوبن ولی دوس دارم جدا باشم اما توانایی مالی نداریم خونه بخریم

14 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
...
من دقیقا مشکل شما رو داشتم وتقریبا هنوز دارم، راستش انقدر بهم فشار میومد که باعث دعوا با همسرم میشد بعدش تصمیم گرفتم ناراحت شدن اونا دیگ واسه مهم نباشه البته منظورم  به غیر پدرشوهر مادرشوهر ،مثلا جاری یا خواهر شوهر دیگ برام مهم نیست بی احترامی نمیکنم اما حق دارم حریم دونفره داشته باشیم چون بقیه ناراحت میشن  از راحتی مون بگذرم ،بزار ناراحت باشن،اما اومدم کم کم  رفت امد کم کردم از بهونه خودشون استفاده کردم  .الان تونستم بجای رفتن به خونشون تماس گرفتن جایگزین کنم خستگی پسرشون بهانه کنم و .... اما در مورد مشکل دومین که بازم مشکل منم بوده وماهم همچنان در یک ساختمان هستیم اوایل اعصابم بهم میریخت بعدش که جدی تر فکر کردم دیدم حق دارند  نمیگم چک کردن رفت امد  خوبه اما در مورد پوشش کاملا حق دارند ،خوبی نزدیک بودن اینه هر موقع مشکلی پیش بیاد خیلی زود به کمک ات میان . نکته که میخوام بگم اینه بیخیال باش وسعی کن هرجا هستی بهت خوش بگذره این بهترین راه تا با آرامش کارتو پیش ببری.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
فرزانه
سلام خانومی . به نظر من اگه توانایی مالی دارید جای دیگه رهن کنید . جا به جا شدن حس استقلال میاره . این طور زندگی کردن درست نیست .زندگی باید شخصی باشه .
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
رها
اینو از من گوش کن که تجربشو دارم.تو نمیتونی همه دو راضی نگه داری پس فقط شوهرتو راضی نگهدار وسعی کن حرف دیگران روت تاثیری نذاره.برو کلاس های مختلف و وقتتو پر کن.تا کمتر باهاشون رفت وامد کنی
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
همین ک شوهرت خوبه بسه دیگ ب حرف بقیه اعتنایی نکن بعد ی مدت عادی میشه براشون اولش سخته
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
خدا تو شکر کن باز خونه داری
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
م فکرنکنم بتونی کاری بکنی.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
خانم محترم اینا مشکل نیستن بچسب به زندگیت بنطرمن خیلی هم شرایط زندگی خوبی دارین...

اینم بدونین همیشه همچی اونطوری نیست که شما میخاین خودتون میگین شوهرم خوبه پس یکم مشکل هم تحمل کنین ایرادی نداره
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
رویا
تموم این مشکلات منم داشتم حتی هنوزم تو یه ساختمون زندگی میکنم اما با گذشت زمان رفت امد کم کردم اوایل هی میگفتن اما حالا دیگه عادی شده هنوزم جایی میرم سوال پیچ میکنن اما اهمیت نمیدم تو ازادی هرجور مبخای خودت زندگی کنی و نه دیگران ....برا خودت قانون بزار و اگ شوهرت گفت چرا نمیای بگو برام با ارزشی که دارم با خانوادت یجا زندگی میکنم اما این رفت امد زیاد اذیتم میکنه و خانواده شوهر گفتن چرا نمیای بگو تو یه ساختمونیم هممون باهمیم فرقی نداره دور نیستم هر روز هم داریم هم میبینم البته تازه یکسال گذشته سخته برات کم کم برات عادی میشه نگران نباش
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام ما مشکلاتمون چی بود شماها مشکلاتتون چیه از خداتم باشه ک هر شب مهمونی باشی دورت شلوغ باشه اگه تحویلت نمیگرفتن اونوقت خوب بود ؟ادم زندس ک خوش بگزرونه لزت ببره شوهرتم ک کنارته ک چی مسلن دو شب در هفته فقط بریم مهمونی مهم اینه ک شوهرت ب حرفته اگه برام مهم ناراحتی بقیه خب رفت و امدتو بکن هر شب برو خونشون مهم اگه نیست ک دیگه هیچی نگو
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
الحمدلله نیمه پرِ لیوانِ زندگیت بیشتره...

وقتی بعد یکسال زندگی مشترک + دوران آشنایی قبلش, میگی عالی هستن پس یه ایراد را بزرگش نکن برای خودت

کم اهمیتش کن, بهش فکر نکن, خودت رو مشغول کن

هیچ رابطه ای ۱۰۰ باب میل نیست, اینو بذار جایِ "هیچ گلی بی عیب نیست"

خیلی ها خونه ندارن

خیلی ها در شهر یا کشور غریب هستن و هیچ پشت و پناه ندارن

خیلی ها شوهر خوبی ندارن

خیلی ها همدیگه رو دوست دارن ولی خانواده ها ناراضی اند و زندگی اون آرامش دلخواه رو نمیتونه داشته باشه

خیلی ها کنار همن و مادرشوهر همینطور وقت و بی وقت سرش رو میندازه میره خونه شون

یهو یواش کلید میندازن میان تو خونه طرف

تو پخت و پز عروس دخالت میکنن, ایراد الکی میگیرن که پسره رو بکشانند خونه خودشون غذا بخوره

یا طرف رو مجبور میکنن وعده های غذایی, را سر یه سفره باشن

و....

پس خدا رو بارها بابت نعمت هایی که بهت داده شکر کن

در نهایت با شوهرت غیرمستقیم برنامه روزانه بریز... بگو بیا یه برنامه روزانه, هفتگی داشته باشیم, بعد دفعات رفت و آمد و زمانش را مشخص کن
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
خوبه شوهرت باهات هماهنگه

من شوهرم همش میگه هرچی مادرم میگه

من از زندگی بریدم همش احساس ناامیدی دارم

میگم کاش دخترم دنیا نمیومد اونم بدبخشد ش
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
وااای دقیقاااا مشکل منم همینه .چون با مادرشوهرمینا تو ی ساختمان زندگی میکنیم همیشه باید با اونا بریم بیرون و با فامیلا اونا .منم دوست دارم زندگیمون مستقل باشه و خودمون بریم بیرون
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
اینا اصلا مشکل به حساب نمیاد تو زندگی‌. انقدر خوشی زده زیر دلت که اینارو مشکل بحساب میاری. مشکل میتونه اختلال روانی شدهر، اعتیاد، بیکاری، فقر و .... باشه. بنظر محکم طناب زندگیتو بچسب و به حرفای شوهرت گوش کن. سعی کن فقط سلیقه خودتو در نظر نگیری، سلیقه خونواده شوهرم مهمه، بالاخره اونا هم واسه پسرشون زحمت کشیون ی انتظاراتی دارن. موفق باشین
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام،با نظر اون دوستمون که گفت کلاس برو موافقم منم مثل شما بودم اما حالا ی دفعه بی مقدمه که میگن بیایید فلان جا شوهرم میگه خانمم کلاسه یا امروز کلاس داره زودتر اطلاع میداید ولی خب مسافرت و تفریح دونفره حق طبیعی اما به مرور درست میشه نگران نباش
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...