درک میکنم چی میگید،
در خانواده ی ما هم چنین چیزی بوده، لازمه ک شما خودتونو دوست داشته باشید .
حقیقت اینه ک پدر های ما خودشون از کمبود محبت رنج میبردن و یا در مسائلی سر خورده بودن ، و راحترین کاری ک میکردن خالی کردن خودشون سر زن وبچه و آدمای ضعیف تر از خودشون بوده. من وقتی ب زندگی پدرم نگاه میکنم ، میبینم مادرش همیشه بهش فحش های بد میداده، از سن ده سالگی کار میکرده و خرج خواهربرادراشو میداده، بعد هم ک ازدواج کرده، خواهراش از رو حسادت زندگی ما رو ریختن به هم. خواهر برادرای بزرگ تر من هم خیلی عصبی هستن. سریع داغ میکنن. ولی پدرم برای من کمتر اینکارا رو میکرد. چون دیگه اختلاف سنیش خیلی زیاد شده بودو پیر شده. ولی اونم کمتر به ماها میپره . حقیقت اینه ما بچه هایی هستیم ک گاهی کیسه بکثی برای خالی دن خشم پدر و مادرهامون شدیم.
در مورد اینکه بعضیژاز ماها فکر میکنیم با بقیه فرق داریم، درسته. ما فرق داریم، غصه هایی رو ک ما خوردیم بقیه نخوردن. ولی این باعث نمیشه ک ما عجیب باشیم. حقیقت اینه ک ما خودمونیم. و دیگران هم مسائل دیگه ای دارن ک بخاطرش خشم دارن فقط ب ما نمیگن. و وقتی از نزدیک تر باهاشون آشنا بشی میبینی ک هیچ کسی آرامش نداره.
اما راه حل مشکل ما چیه، قبول کنیم پدر مادرمون نقص داشتن و خشمشونو روی ما خالی میکردن و ما تقصیری نداشتیم.
ما تنها نیستیم و مثل ما زیاده. ریشه یابی رو میتونی با رفتن پیش ی مشاور کار بلد، دقیق انجام بدی. من مشوران بهزیستی رو پیشنهاد میکنم. مطمئن باش درست میشه. و ما برای همسر و بچه ها مون میتونیم آدمای خیلی بهتر و آروم تری بشیم.
فیلم good will hunting رو ببین. اونم زندگی ی آدم شبیه ماست.
اما
انتقامی ک میتونیم بگیریم اینه ک هرچی پدر و مادر ما بد بودن ، ما میتونیم خوب و عالی باشیم.
صد در صد ما آخرین قربانیان این مساله نبودیم و نیستیم. ولی مشکل ما با چند جلسه روان درمانی و مطالعه و صحبت کردن با یه آدم درست میشه حل بشه.
موفق باشید.