راهنمایی و چاره - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در سوالات
با سلام من یه عمو دارم که دو دختره ۱۸ساله دو قلو داره حدود سه سال است عاشق یکی از آنها شدم خیلی خواستم جریان رو بهش بگم که واقعا دوستش دارم و برای زندگی میخوامش میگفتم دختر عموم هم هر وقت خونه ما میومد با من گرم میگرفت در مورد کارم میگفت تو آینده میخوای چکار کنی یه جوارایی میترسیدم خراب کنم  فعلا زوده نمیشه نکنه عمو و زن عموم بالاخره میفهمن ماجرا رو ناراحت بشن

منتظر ماندم که وقتش رسید بهش بگم با گذر زمان رفتار عموم و زن عموم با من خیلی گرم تر شد و خیلی بیشتر بهم اهمیت می دادن من یه حس خوبی داشتم و احساس میکردم که دوست دارن دخترش رو بهم بدن...خلاصه بعد یه مدت اون یکی دخترش یواش یواش بهم نزدیک میشد رفتارهایی از خودش نشون میداد منم با خودم میگفتم خب هیچی نیست شاید من بد فکر میکنم خلاصه بعدا معلوم شد که واقعا منو دوست داره و حتی پدر و مادرش هم یعنی عموم و زن عموم تشویقش میکنن اینقدر بهم فشار آوردن که ناچار شدم به خواهرش که اونو خیلی دوست دارم پیشنهاد بدم و بهش گفتم ولی جوابش منفی بود  در جواب گفت من نمیخوام با فامیل ازدواج کنم و قصد ازدواج ندارم نذاشت ادامه بدم و خیلی ناراحت شد

دو سه روز گذشت عموم و زن عموم رفتارشان خیلی بد شده بود حتی قضیه پیشنهادم رو فهمیده بودن از اون وقت دیگه زن عموم نمیذاشت یه لحظه با دخترش که دوستش دارم تنها باشیم اصلا واقعا نگهبانی میداد و دخترش رو صدا میزد بیا کارت دارم

الانم قضیه رو نگه داشتم و ماجرا یه جورایی خوابید

 بازم دوستش دارم تازگی گوشی گرفته و شمارش رو دارم و نمیدونم چکار کنم لطفا کنین جواب بدین. ممنون

1 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام شما نباید به خودشون میگفتی خانواده های سنتی نمیپسندن و اینکه باز به خودش زنگ بزنی خیلی اشتباهه و شاید برای اون دخترشون شمارو مناسب میدوستن چون میگید تمایل هم نشون دادن بهتره بذارید به عهده  بزرگترها دیگه شما پیشقدم نشید مادر یا پدرتون مطرح کنن
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...