سلام من حدود هشت ماهه عقد کردم اول خیلی با شوهرم صمیمی بودیم با یکسری دخالت های خانواده شوهرم باعث شد چند وقت درگیری داشته باشیم و بحث کنیم و برای اولین بار شوهرم روم دست بلند کرد و بهم سیلی زد و از آون موقع به بعد هر وقت بحثمون طولانی میشه چند باری میشه دست روم بلند کرده آیا این حق مرد هست که حتی اگر زن باهاش بحث کنه زنو بزنه. همیشه بعد کارش ابراز پشیمانی میکنه ولی بعضی وقتها از تو حرفاش میرسونه بهم که مرد اگر زنو بزنه چیز مهمی نیست الان طوری شده اگر شب وقتی خابه یک صدایی چیزی باشه تو حالت خاب و بیداری یک بیشکونی چیزی میکنه مثل باباهایی که بچشونو میخوان ادب کن خیلی از هم فاصله گرفتیم در صورتی که اول خیلی باهم صمیمی بودیم احترام همو داشتیم و.. تقصیر بنده هم هست که تو دعواها بهش بی احترامی کردم .ولی الان نمیدونم چطور رابطمونو بازسازی کنم؟
و یک سوال دارم چند وقته به ایشون مشکوک شدم که رفتم سمت اعتیاد به شیره این در حد یک شکه با توجه به دوستایی که دارن و سابقه ی فامیلی و خیلی جدیدا بهم دروغ میگن پنهون کاری میکنن با دوستاشون تا ساعت یک بعضی شبا بیرونن و میگن در مغازه بودم و بعضی علایم دیگه که باعث این شک شده .نمدونم باید چکار کنم یک بار هم تو آخرین دعوا تصمیم گرفتم ازش جدا شم چون خیلی باهم تفاوت داریم تنها چیزی که نمیزاره این کارو بکنم یکی علاقه و وابستگی شدیدی هست که به ایشون پیدا کردم و یکی قبح و عواقب بد طلاق کسی میتونه کمک کنه که من چکار باید بکنم؟