وابستگی به خانواده - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در سوالات (120 امتیاز)
سلام، من ۲۱وهمسرم ۲۶سالشه همسرم به شدت به والدینش وابستس از اونجایی که من با خونوادم یک ساعت فاصله دارم فقط ۵شنبه جمعه ها میتونم خانوادموببینم و راستش ی کم حسودیم میشه که چرا باید هر روز مامان و باباشو ببینه ولی من هفته ای ی بار بعضی وقتا حس پشیمونی از ازدواجم بهم دست میده

 همسرم  صب که سر کار میره خانوادش زنگ میزنن به من که بیا خونه ما و تنها نباش ولی من خونه خودمو دوس دارم  هر چن تنها باشم دوس دارم برا شوهرم غذا بپزم دوست دارم در خونه رو خودم براش باز کنم ولی تو این ۸ماهی که ازدواج کردیم خیلی کم پیش اومده اینکار

یا اگه جایی بخوان برن همسرم دوس داره باهاشون بره انگار نه انگار که مستقل شده بهشم میگم آخرش کارمون به دعوا میرسه لطفا راهنماییم کنید

2 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(2,010 امتیاز)
چه خوبه که وقتی تنهایی خانواده شوهرت هواتو دارن و بهت زنگ میزنن که تنها نمونی. این خیلی ارزشمنده. اونا تورو مثل بچه خودشون دوست دارن، توام قدردان این محبتها باش. میتونی با شوهرت صحبت کنی که وقت بیشتری رو با خانواده ات بگذرونی. یا اینکه خانواده ات بیان پیشت و کمتر دلتنگشون بشی.

اصلا رفت و امدها رو مقایسه نکن و شوهرتو مقابل خانواده ها قرار نده.

اول ازدواجتونه این دلتنگی ها و اختلاف سلیقه ها طبیعیه انقدر زود دلخور نشو و عشق و محبت رو توی زندگیت بیشتر کن.

موفق باشی
(120 امتیاز)
بله حرف شما درسته ولی بعضی وقتا شده ک این محبت ها تبدیل به دخالت تو زندگیم بشه و همسرم والدینشو اولویتش قرار بده ن منو و اونجاست ک من تو زندگیم خرد میشم
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(200 امتیاز)

چقد خوب خوش به حالت من نه سال كه عروسشون هستم اصلا حالمو نميپرسن پدرومادرم فوت كردن اصلا مهم نبود شوهرم ميرفت دانشگاه و دوماه ، سه ماه تنها بودم اما حالمو نميپرسيدن و منتظر بودن من برم سراغشون ، گاهي بعضي نعمت ها رو داريم قدرشو نميدونيم خيلي خوبه كه باهم باشيدحالا حالاها وقت داري كه در رو به روي شوهرت باز كني و غذا بپزي ما به زور هر دوماه يه بار خودمونو خونه مادرشوهرم دعوت ميكنيم خداروشكر كه اينقد حواسشون بهت هست 

این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...