من چطور بگمـ مقصر نیستم - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در سوالات (930 امتیاز)
سلام وقتتون بخیر

قبل ازهرچیز بگم این مطلب من هم دردودل هم درخواسته کمک به راهنمایی هست

من حدود چهارسال هست بااقایی خداشناس نمازخون وخونواده دوست اشناشدم وازاول هم به قصدازدواج بوده وهست ولی این اقا سه زن داداش دارن که خیلی ازطریق این سه زن داداش اذیت شدن وهمین منجر شده که این اقا تازگیها ازازدواج بترسن وواقعا چون درجریان کامل مشکلاتشون بازن داداشاشون هستم درمورد این واهمه حق بهشون میدم من واین اقا بحث خیلی کوچکی کردیم وقهرکردیم وواقعا هم تعهداخلاقی ووجدانی واحساسی نسبت به هم داربم وباتوجه به بازگو کردن شرایط هردوخونواده تصمیم به ازدواج گرفتیم یعنی اول شرایطو گفتیم سبک سنگین کردیم بعد به ازدواج فکرکردیم ووارد احساس شدیم درهرصورت من تصمیم گرفتم باخواهر این اقاصحبت کنم باهاشون تماس گرفتم وایشون هم خیلی خوب ومنطقی برخورد کردن حتی استقبالم کردن والبته هم من هم ایشون صادقانه حرف زدیم حتی گفتن ازمشکلات باید کامل بهتون بگه گفتم مطلع هستم و من هم قصدم خیره ودوست ندارم الکی حرف بزنم که من وبرادرتون خدای نکرده شکست بخوریم و یک زندگی تشکیل بدیم بعد خرابش کنیم این گذشت تااینکه یکی دوروز بعد من واین اقااشتی کردیم ومن خواستم این خبرخوشحال کننده رو به خواهرشون بدم وپیام دادم و تماس گرفتم جواب ندادن ووقتی جواب دادن طوری برخورد کردن که من متعجب ازاینکه یه ادم چقدر میتونه تغییر کنه حتی تهدیدم کردن که به عنوان مزاحم ازمن پیش برادرشون میگن درصورتی که اصلا تماس یازنگ زدن من همـ طوری نبوده که براشون ایجاد مزاحمت کنه و ازاون خانم باشخصیتی که من سراغ دارم تعجب میکنم ازرفتارشون که چطور دلمو شخصیتمو خورد کردن بدون اینکه ذره ای مقصرباشم ومن واقعا همه ی خونواده ی این اقا برام قابل احترام هستن ودوستشون دارم وهمیشه خوشبختیشونو میخوام ولی نمیدونم اگه منو بدمطرح کنن پیش برادرشون چیکارکنم واقعا هم این اقارو دوس دارم هم خواهرشون محترمن هم بحثه زندگیم واحساس ومنطقمه هم اینکه اصلا متعجبم ازرفتاری که اینجوری تغییر کرد

میدونم باید سیاست دخترانه وزنانه بلدبود ولی من چون واقعا سیاست بلدنیستم باخدای خودمم عهد کردم صادقانه رفتارکنم وبه حدی الان برام مهمه هم این خانم به رفتارشون متوجه بشن که این تغییرشون خیلی منواذیت کردهم این اقا بدونن من درتغییررفتارخواهرشون ذره ای مقصرنیستم والبته اینم بگم اگر بگن من مفصرم هیچوقت نمیگم خواهرتون بامن دوجور رفتارکردن و جواب صداقت منو باتندرویی دادن چون به نظرم هرحرفی که زده بشه و بین اعضای خونوازه فاصله بندازه یاحتی یه دلرنجی کوچیک به بار بیاره فردای  قیامت باید پاسخگو بود

حالا به نظرتون چیکار کنم که خودمم اثبات کنم که مقصر نیستم

توروخدا کمکم کنید شاید اصلا این متنو خوندن یادهان به دهان به گوششون رسید و دونستن که مقصر نیستم حتی الان دوست ندارم خواهرشون ازمن رنجش داشته باشن وهمه چی برام سواله

7 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
شما چرا به خواهرشون زنگ میزنی آخه. سر سنگین تر باشی بهتر نیست. دیگه بعد چهار سال بیان تکلیفتون رو روشن کنن. خیلی هم تشنه و تسلیم نباش. زن باید ناز باشه مرد نیاز
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سعیده
چقد از خواهرش میترسی.اینو بهت بگم مردی که انقد راحت تحت تاثیر خواهر ومادر و خونوادش باشه به هیچ دردی نمیخوره .توزندگی مشترک خدا نکنه یه کدومشون باهات سرلج بندازن،کشش داری همش ازخودت دفاع کنی؟       درمورد زن داداشاشم بنظر من این آقاهنوز به بلوغ فکری وشخصیتی نرسیده که انقد راحت میتونن اذیتش کنن و چقدر بدتر که باز این مسائلو بدون هیچ خجالتی باشما درمیون میذارن .       من باشم تو انتخابم بیشتر دقت میکنم عزیزم.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی

سلام دوستم.اینکه ب اعتقاداتون پایبند هستین خیلی با ارزشه اما اینو بدونید اگ حقیقتو هم نگید اشتباهه.شما باید اول خودتونو دوست داشته باشید.و اینکه ایشون با شما اینطور رفتار کردن همه چی به درون شما برمیگرده(درمورد قانون جذب و پاکسازی مطالعه کنید تا متوجه شید چی میگم، در درون شما چیزی بوده ک ایشون اینطور رفتارکردن)

بعد هم دلیلی نداره شما تو دوران مجردی ب خواهر ایشون زنگ بزنید و خودتونو سبک کنید.و قضیه مهمتر اینکه اگ شما اینهمه وقت هست ک همو میشناسین اون اقا راحت حرف خاهرشو قبول میکنه قبل اینکه شما بگید ن من کاری نکردم؟این اصلا خوب نیست.ینی ایشون دهن بین هستند؟ 
اینکه میگین سیاستای زنانرو بلد نیسین عیبی نداره ولی چرا یاد نمیگیرید؟ چرا بیشتر مطالعه نمیکنید ؟ یاد گرفتن اصول زندگی و تحقیقات درست راجع ب همسر اینده خیلی مهمه دوران اشنایی واسه گل و بلبل گفتن نیست اشنایی واقعیو مد نظر قرار بدید.
و این رفتاری ک شما الان دارید باعث میشه در اینده از شما سواستفاده بشه بخاطر پاکی و سادگی.پاکیتون رو حفظ کنید اما اجازه ندید کسی اذیتتون کنه.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
قهرمانی
سلام دوست عزیزم.به نظر من تا وقتی بایکی زیر یه سقف زندگی نکردین  نمیتونین کامل  بشناسینش، یک فردی خیلی راحت میتونه هنگام دوستی خودشو خیلی خوب و ایده آل نشون بده و.از آنجایی که ۳ تا از عروس خانوادشون با فرهنگ های متفاوت با این خانواده به مشکل برخوردن امکانش هس شما اشتباه کرده باشین از انتخاب این فرد برای ازدواج .مشکل از طرف مقابلتونه نه شما.

پیشنهاد میکنم قید اینطور خانواده هارو بزنین چون خیلی سخته زندگی با این طور آدما موفق باشین.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام دوست عزیز. چهارسال زمان زیادیه برای اینکه کسی نتونه مشکلاتشو حل کنه و تصمیم جدی برای ازدواج بگیره و تکلیف یه دخترو مشخص کنه. اصلا مطمئنید خود این آقا تصمیمش جدیه؟! و راجب مشکلات خانوادگیشون هم بنظر میرسه شما از اونچیزی که واقعا وجود داره بطور کامل مطلع نیستید و یچیزایی هست که اگر الان بهش شک نکنید خدای نکرده بعدا میفهمید که خیلی دیره...بیشتر دقت کنید...شما صداقت داشتید درست اما طرف مقابلتون به همراه خانوادش با شما صداقت نداشتن...رها کنید این انتخاب رو تا زمانیکه خودشون و خانواده شون مصمم باشن و شمارو بخوان...مگر اینکه بخواید وارد خانواده ای بشید که به هردلیلی از اول شمارو نمیخواستن و مجبور باشید مدام خودتونو اثبات کنید...این که نشد آخه عزیزمن...صداقت به جای خودش ارزش دادن به خودتم به جای خودش
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(220 امتیاز)
سلام عزیزم

من متاهل هستم و به این نتیجه رسیدم درباره مسایل کوچیک و بزرگ زندگی نباید از خانواده همسر و حتی دوست و اقوام کمک خواست،چون دو نفری که قصد دارند ازدواج کنند یا ازدواج کردند باید به حدی از درک از همدیگه رسیده باشن که بتونن مسایلشون رو خودشون حل کنند،و این مسایل حل میشه و فراموش میکنید،ولی تو ذهن خانواده همسر یا اقوام میمونه و منجر به تاثیر گذاشتن و دخالت اونها میشه.بهتره اگر جایی هم نیاز به مشورت داشتید اول از همه خودتون حل کنید ولی اگر نیاز به نفر سوم هم بود  از مشاور کمک بگیرید و اینکه دوران مجردی اصصلا برای ازدواج با یه پسر تلاش خودسرانه نکنید بلکه پیشنهاد،اقدام و پیگیری برای ازدواج باید از طرف خود پسر باشه وگرنه بعدا براتون عواقب و‌حرف های خوبی نخواهد داشت.بهتره دیگه سراغ پسر و خواهرشون رو نگیرید،اگر هم خود پسر حرفی زد بگید بهتره بعد از ۴ سال تکلیفتون رو از طریق خانواده ها مشخص کنه و اگر هم خانواده شون اقدامی کردن یا خواهرشون حرفی زد بگذارید خواستگاری روند خودش رو داشته باشه و حرفی نزنید.
درود بر شما
من متن تون کامل خوندم امونطوری که شرح مفصلی دادید
همونطوری هم بشینید با اون آقا مفصل گفتگو کنید
شما توانایی بالایی در بیان کردن دارید و این بسیار عالیه
در زمینه مشکلات تون کمتر از خانواده پسر کمک بگیرید مخصوصا خواهر شوهر و جاری و تمام تمرکزتون روی توانایی های خودتون باشه و شخص مستقیم شوهر
اما اینکه دوست مون میگه بیخیالش بشین هم اشتباهه شماچهارسال از عمرتون صرف این آقا کردی دیگه نمیشه به همین راحتی ازش چشم پوشید از طرفی خودت میگی کاملا متدین و پسندیده است از جانب شما پس بخاطر یک کج رفتاری یا دخالت های خانوا ه از دستش ندید
با گفتگو صحیح و سالم متقاعدش کنید برای رسمی شدن توسط خانواده ها پا پیش بزارن
همیشه همه چیز در یک نفر جمع نمیشه
اگر خودش مورد تایید شماست کافیه شما نمیتونید خواهراش یا داداش ها یا زن داداش هاشون باب میل خودتون تغییر بدید

موفق باشید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(920 امتیاز)
سلام

چهار سال برای دوره آشنایی؟

اولا دوره شناخت بین ۸ تا ۱۶ ماه طول می‌کشد.

ثانیا شما نباید در دوره‌ی آشنایی و قبل از خواستگاری رسمی، با خانواده‌ی طرف مقابل ارتباطی برقرار می‌کردید.

لطفا شما هیچ اقدامی مبنی بر آشتی انجام ندهید و اجازه بدهید فرد مقابل برای بازسازی رابطه تلاش کند. اگر خواهان شما و این رابطه باشد مطمئنا به سمت شما برمیگردد؛ در غیر این صورت بدانید که شخص مناسبی برای شما نبوده است هر چند اگر تمایلی به شما و رابطه بین‌تان داشت حتما در این سال‌ها اقدام به رسمی کردن رابطه می‌کرد.
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...